|
بنام مهر تابان و نور رخشان
بنام تو....
بابا ی دلها.....
کتی روز بیست و نهم ماه می ( 8 خرداد 1388 ) در
مهرآزاد به بابا پیوست
با
عرض عذرخواهي
ازعزيزاني كه اين اخبار را در
سايت فارسي مهربابا اينقدر دير مشاهده ميكنند. اين
اخبار در همان روزهاي اول ترك جسم كيتي ترجمه شد اما
از سوي بخش "به روزرساني سايت"
دير اقدام شد.

كتايون ايراني
بنام خدایی که می خندد...
کتی
ایرانی محبوب اوتارمهربابا روزبیسـت و نهـم می ساعت
4:10صبح خود را به دستان معشــوق ربانی سپرد. او در سن
89 سالگی بدلیل نارسایی قلبی در مهــرآزاد درگذشت.
مراسم ســوزاندن وی ساعت 17:30 بتاریخ 29/05/2009
(مورخ08/03/1388) در مهــرآباد برگزار می شود.
خاکستــر کتی در شـــرق سامادی (مقبره ی بابا) روی تپه
ی مهرآباد دفن می شود.
کتی در خانواده ای که از پیروان نزدیک بابا بودند در
شهر کویتای هند متولد شد، کتی و خواهر بزرگتـرش گوهر
در دوران خردسالی عاشـق مهربابا شـدند. از زمانیکه کتی
درسال 1937 به تورهای مسافرتی اتوبوس آبی بابا ملحق
شد، بابا بدلیل استعدادهای او، به او آزادی عمل
فراوانی داد. او با طنزهای ادبی و داستانهای سرگرم
کننده بابا رامی خنداند، بابا را با آوازخوانی زیبا و
توانمندش سرگرم می کرد. کتی برای خانم های اشرام بابا
آشپزی می کرد. حتی بعد از اینکه بابا او را برای اقامت
با ارنواز و نریمان داداچانجی برای آغاز زندگی جدید به
بمبئی فرستاد، او مثل همیشه تحت دستورات مستقیم بابا
زندگی می کــردـ و به همین طریق نیزتا به آخر عمرش
زندگی کرد. کتی بمدت 28 سال در سفارت خانه ی ژاپن
دربمبئی کار کرد و طی این مدت اغلب بابا و خانم های
مندلی را در مهرآزاد، گوروپراساد و پونه ملاقات می
کرد. او همیشــه با تعریف وقایع خنده دار تازه ای که
خودش در آن نقش مهمی داشت بابا را سرگــــرم می کرد.
در سال 1978 وقتی گـــوهر ساختمان جدید درمانگاه
رایگان مهرآزاد را افتتاح کرد، از کتی خواست تا برای
همیشه در مهر آزاد بماند و به او در درمانگاه کمک کند.
کتی علیرغم ضعف جسمانی تا آخر در آشپزخانه با سعی و
کوشش فراوان کار کرد.
کتی شخصیتی سرزنده، پرازانرژی، شگرف و شوخ طبعی داشت
(همانگونه که در داستان های طنزاشرامش پیداست)، او
دستورهای آشپزی اش را بطور خصوصی یا ازطریق کتابش با
نام "آشپزی با کتی" در اختیار دیگران قرار می داد. او
با خواندن نام بابا بصورت آواز که بسیار پراحســاس بود
نســل هایی از زائــران مهرآزاد را از آنوقت تا کنون
شاد کرده است.
ما اعضای خانواده ی او درمهرآزاد، به کتی عزیزمان
بخاطر وقف کامل خود به معشوق ربانی اوتارمهربابا، و
خدمات خستگی ناپذیرش به بابا و نزدیکان بابا تبریک می
گوییم.
اوتارمهربابا کی جی
خانواده ی مهرآزاد
برگردان به فارسي:
www.meherbabairani.com
توضيحي مختصر:
كتايون
ايراني (كتي) ايرانيها را بسيار دوست ميداشت و
گاهي دقايق زيادي را صرف صحبت با ايرانيهاي بازديد
كننده از مهرآزاد ميكرد. با زبان فارسي سلام
ميكرد و ميگفت: خوبي؟ حالت چطوره؟ و شروع
ميكرد با زبان انگليسي صحبت درباره ي بابا و
اينكه او را به ياد داشته باشيد و عميقا نامش را
از صميم قلب تكرار كنيد. با همه و همه
مهربان بود و دستان مهربان و نوازشگرش را روي سر و
گونه هاي زائران و عاشقان بابا ميكشيد و با دست
خود اشكهاي آنها را پاك ميكرد و گاهي سرها را
ميبوسيد. گاهي آنچنان جزئيات را ميپرسيد و جويا
ميشد كه باعث تعجب ميشد. و عجيب آنكه براي ملاقات
دوم يا سوم تو را كاملا به خاطر داشت و حتي اگر
خود را از چشمش دور نگه ميداشتي تو را فرا
ميخواند. ميتوانستي تجلي مهربابا و حركات دقيق دست
و سر و حالت مهربابا را در او مشاهده كرد. اگر از
او هرچيزي كه ميخواستي هرگز دريغ نمي كرد. با
اينكه خستگي مفرط در او ديده ميشد اما با علاقه
ساعتها به موسيقيهاي نوازنده ها كه با ساز
خود به مهرآزاد ميآمدند گوش ميداد. اگر ميخواستي
صد بار با او عكس بگيري هيچ دريغ نميكرد. هدفش
خوشحالي تو بود و جز اين كاري نداشت.
كتي بارها فرموده بود بسياري از ما مريدان مهربابا
دوباره بر ميگرديم و در طي دوره ي صد ساله ي
آوتاري براي برخي از ما حتي امكان دو
زندگي ديگر وجود دارد. و بعضي هم شايد بيشتر.
به هر حال او عشق ميورزيد و توصيه ميكرد كه عشق
بورزيد و جز اين كاري نداشته باشيد.
در آغوش معشوق رباني مهرباباي مهربان...
معشوق اوتار مهربابا كي جي
مهر...
|